اخلاق تشکیلاتی

یکی از نیازهای فطری که همه انسانها در ذات خودشان با آن درگیرند، میل انسان به خلود و جاودانگی است.

ببینید، شیطان وقتی میخواهد آدم و حوا را بفریبد، در بهشت به آنها میگوید: «هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى شَجَرَۃِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَىٰ؟» (آیا شما را به درخت جاودانگی و فرمانروایی بی حدوحصر راهنمایی کنم؟). میخواهد این دو را به سمت درخت جاودانگی و سلطنتی بی پایان هدایت کند. درخت جاودانگی برای این است که انسان در مقابل خودش محدودیت عمر را میبیند. اگر مرگ برای او یک حقیقت غیرقابل تغییر است، انسان احساس میکند مرگ به عنوان مانعی پیش راه امتداد او و جاودانگی اش قرار گرفته.

شما در تاریخ هم نگاه کنید، تمدنهای بسیاری و انسانهای بسیاری دنبال این بودند که اکسیر جوانی را بیابند، آب حیات را کشف کنند، خودشان را جاودانه کنند، مرگ را از زندگی خود حذف کنند و امتداد خودشان در تاریخ را جاودانه کنند. این همان میل به جاودانگی است که شیطان هم از این میل در آدم سوءاستفاده کرد: «هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى شَجَرَۃِ الْخُلْدِ؟» (آیا شما را به درخت جاودانگی راهنمایی کنم؟). این همان درخت ممنوعه ای بود که خداوند متعال فرمود به آن نزدیک نشوید: «وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَۃَ» (به این درخت نزدیک نشوید). شیطان این دو را فریفت و گفت این درخت جاودانگی است. اگر از این درخت تناول کنید، جاودانه میشوید، همیشگی میشوید و امتداد در عالم پیدا میکنید.

دومین نمود این میل، «مُلْکٍ لَّا یَبْلَىٰ» (فرمانروایی بیحد) است. ببینید، انسانها مالکیتشان حدی دارد: دارایی هایشان، توانایی هایشان، قدرتشان، انسانهای زیردستشان و خدمتگزاران شان همگی محدودند. چون انسانهای دیگری هم روی این کُرهی زمین زندگی میکنند. آنها برای خودشان مالکیت هایی دارند، اموالی دارند، قدرتی دارند، محدودهی اختیارات و قدرتی دارند و اینها در تنازع و تعارض قرار میگیرد با اینکه من بی حدوحصر باشم در عالم. شیطان از این هم سوءاستفاده کرد و به آدم و حوا وعده داد که «هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى شَجَرَۃِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَىٰ» (فرمانروایی بی حد و همیشگی). این میل در همه ی انسانها هست. اتفاقاً این میلی است که خودِ خداوند متعال قرار داده تا انسانها از آن استفاده کنند و به سمت آن بی نهایت اصلی حرکت کنند، به سمت کمال بی حد بروند و هیچ چیز در مسیر صعود و پیشروی انسان، او را محدود نکند.

این نعمت خداست، اتفاقاً! اما گاهی انسانها این مسیر را به بی راهه میروند. شیطان همانطور که در مورد آدم و حوا از این میل سوءاستفاده کرد، در مورد سایر انسانها هم از این میل استفاده میکند. مثلاً انسان را به تکاثر دعوت میکند: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» (تکاثر شما را سرگرم کرد). انسان گمان میکند اگر بخواهد بزرگ شود، دارایی هایش را گسترش دهد، وجود خودش را در تاریخ امتداد دهد، باید چه کار کند؟ باید مال و املاکش زیاد باشد: خانه های زیاد، پول زیاد، حسابهای بانکی زیاد، سهام زیاد، ویلاهای زیاد، ماشینهای زیاد! احساس میکند اینگونه خودش و وجودش را در تاریخ بزرگ میکند. خداوند متعال میفرماید: «تکاثر شما را سرگرم کرده»؛ مشغول زیاداندوزی شده اید.

حال سؤال این است: آیا این میل فطری که خدا در درون ما قرار داده، یک ماهیت نورانی و رحمانی هم دارد یا تماماً ظلمانی، شیطانی و منفی است؟ پاسخش مثبت است و خدا را شکر! بله، خداوند متعال برای هر میلی که در انسان قرار داده، یک مسیر نورانی و رحمانی هم تعیین کرده است. انسانها اتفاقاً این میل به بی نهایت بودنشان در مسیر صعود، رشد و تعالی، کاملاً مؤثر است.

 

تشکیلات، اولین قدمی است که انسان از «خودخواهی محدود» بیرون می آید و به سمت گسترش «خود» می رود؛ به گونهای که انسانهای دیگر را جزئی از وجود خود میداند. موفقیت، پیشرفت، لذت، فوز و فلاح و نیکبختی دیگران، او را خوشحال میکند. اولین گام در راه تشکیلات، استفاده مثبت از همان ذات آدمی است که میل به جاودانگی و بی نهایت دارد.  

علیکم أنفسکم .ای مردم! خودِ واقعیتان را پیدا کنید. مرحوم علامه میفرمایند: این «من» در مقابل جمع نیست، بلکه «منی» است که دیگران را نیز در بر میگیرد. چقدر زیباست این نگاه! این اولین گام در مسیر فهم نظریه ی تشکیلات دینی است.  

در این درس با سرفصل های زیر بیشتر آشنا خواهید شد:

اولین گام در فهم ضرورت تشکیلات دینی

تشکیلات در ادبیات قرآنی

دو ریاضت آدمی

ریاضت دوم، حرکت جمعی

معنای جدید آیات و روایات در فهم ولایی

جمع وظایف مختلف با وظیفه تشکیلاتی

جلسات درس

جلسه اول

جلسه دوم

جلسه سوم

جلسه چهارم

جلسه پنجم

جلسه ششم

course image

مشخصات درس
  • تعداد بازدید 12745
  • تعداد جلسات 6
  • مدت زمان درس 117
  • تاریخ بروزرسانی ۱۳ دی ۱۴۰۳